این روزا...

 

این روزا  آسمون دلم بدجوری ابریه ولی جرات باریدن نداره...

آخه همه چیز یه جوری شده:

رفاقت ضابطه ای شده یعنی تا برا کسی نفعی نداشته باشی  باهات رفاقت نمی کنه

ارزون ترین چیزا آدما هستن، خیلی ساده تر از اونیکه فکرش بکنی می فروشنت

  هیشکی به فکر هیشکی نیست، همه دنبال خودخواهی خودشونن

اگه یه کم حواست نباشه ممکن آقا/خانم دزده کیفت ببره...

راننده تاکسی تو فکر اینه که چطوری مسافرش اغفال کنه

سوپرمارکتیه و میوه فروش هم یه جور دیگه ...

عشق که یه روز قشنگ ترین  دلیل دوست داشتن  بود الان بر اساس پول و تیپ و

موقعیت اجتماعی سنجیده میشه و به دست میاد خانم ... دلیل دوست داشتن

شوهرش ویلای شمال می دونه و آقا ... به خاطر مال و منال پدر خانمه داره همسرش

تحمل می کنه و  هر دو طرف به این میگن عشق

خلاصه همه مشغولن از صبح تا شب...

نمی دونم همیشه  همین طور بوده ولی الان چند روزیه این چیزا خیلی به چشم میاد

شاید تا الان چشمام بسته بوده و نمی دیدم، اما به هر حال دیدن این چیزا هم اصلا

قشنگ نیست.کاشکی یه خواب باشه، یه کابوس باشه که صبح نموم بشه ...

 

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید