فقط ...

تقصير دلم چيست اگر روی تو زيباست             

                   حاجت به بيان نيست که از روی تو پيداست

من تشنه ی يک لحظه تماشای تو هستم

               افسوس که يک لحظه تماشای تو روياست

/ 3 نظر / 6 بازدید
غزال

سلام خوبی؟ داداشی ما با ما قهره!!! بی خبر اپ می کنی... من روز خویش را با آفتاب روی تو کز مشرق خیال دمیده ست آغاز میکنم من با تو می نویسم و می خوانم من با تو راه می روم و حرف می زنم وز شوق این محال که دستم به دست توست من جای راه رفتن پرواز می کنم آن لحظه ها که مات در انزوای خویش خاموش می نشینم موسیقی نگاه تو را گوش می کنم گاهی میان مردم در ازدحام شهر غیر از تو هر چه هست فراموش می کنم... وبلاگ قبليمو از اين به بعد اپ می کنم منتظر حضورت هستم... فعلا

غزال

راستي من كي جواي پياماتو ندادم خيلي وقته پيامي نمي زاري واسم ؟...؟

مريم

خداوندا تو ميداني كه انسان بودن و ماندن در اين چه دشوار است چه رنجي ميكشد آنكس كه انسان است و از احساس سرشار است