شب يلدا

ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب

را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه

خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر

نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم

جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان،

عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از

جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند.

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دميدن پرتو پگاه در دامنه‌ی کوه‌های البرز به انتظار باززاييده‌شدن

خورشيد می‌نشستند. برخی در مهرابه ها (نيايشگاه‌های پيروان آيين مهر) به نيايش مشغول

می شدند تا پيروزی مهر و شکست اهريمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام

«نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است . روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را

خورروز ( روز خورشید ) و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود

( خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند ) . در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار

دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر

كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد.

yalda.JPG

اینم یه عکس یلدایی

/ 2 نظر / 4 بازدید
غزال

سلام خوبی داداشی؟ واقعا شرمنده که اين مدت نيومدم گرفتاری ما که تمومی نداره خرابی اين سيستم ما هم ديگه بدتر... شب يلدا و عيد قربان رو بهت تبريک می گم چقدر تو اين مدت پستهای خوشگل نوشتی فعلا

غزال

نگو درخت خاطره دوباره برگ می دهد غزل،غزل،سکوت من صدای مرگ می دهد به آسمان نمی رسم فقط نگاه می کنم به شعر چنگ می زنم ورق سیاه می کنم نگاه کن ببین که من به انتها رسیده ام به انتهای ماجرا چه بی صدا رسیده ام...